اواز ماه
ادبی

Body of Lies Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
1386/11/26

رفیقانی نه به سان گرگ، که ذات ادمیشان می نمود

فرزندانی خلف تنها به اندیشه سیاه پدر

ان هنگام که شعله های سیب دندان زدهْ تعبیر خیال کجشان به قسم می شود

به تین ،به زیتون، به بال های پا مال اشرفیت

...........................

.............................................

......................

دریغ از لحظه ای که اخرین تبعیدی قلعه ی "من" هم میشکند

جایی که شلوغ پنهانی دو انسان را خبر از من و تو نمی ماند

سپاهیان سکوت تاریکی شبم را می درند

دلهره ی ماه بی شعاع، ترس یخ زده ی بلورین

ستاره های هرِّ دل ریخته اش،مو برداشته شکسته اش

وسپاهیان می تازند،پشت نیرنگ نارفیقان

در هنگام سپید و سرخ زهد و ریا

در لحظه ی تلاقی من،با هر انچه از "من" ماند به جفا

*** *** ***

طنین شکستنش به گوش میرسد

قلعه ی فرو ریخته، ترک کهنه ی دلم را می تکاند

با بیداری اخرین ستاره

باز هم دریغ از من

بوی گوشت روح زنده،سوخته،رویا ندیده

دل اسمان را می لرزاند

اخرین دلخوشی من ِ رفته،روسیاهی دود این دریغ که میماند به یادگارش......

..........

.......................

اخرین تبعیدی قلعه "من" هم شکست


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
ماه تاب زاییده ی مهر.....
مهر و ماه. هماهنگ ترین تضاد هنر دستانش
باغ لحظه هایش نارون ندارد تا سایه بیاندازد زندگیش را فقط گاهی نبض بهار در مشت های گره شده اش می ایستد.......
و اغازی نو
شناسنامه کامل من...
فروردین 1387
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            
آرشیو
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 22007